مشاهده مقاله ها | ارسال مقاله | جستجوى مقاله
موضوع :
وقتي عرصه بر پدر و مادر بخصوص مادران به علت اين كه در كنار فرزندان خود بيشتر هستند بر اثر اختلالات خلقي كودك شان، تنگ مي شود، آن وقت است كه ناآگاهانه رفتارها و اقداماتي انجام مي دهند. كه بيشتر به اين مسأله دامن مي زند. ?- دست از سرزنش كردن خود برداريد و اقدامي عملي انجام دهيد. اگر خود را به دليل مشكل خلقي فرزندتان سرزنش كنيد كاري مخرب انجام مي دهيد، با اين كار وقت و نيرويي كه مي توانيد براي كمك به او صرف كنيد هدر مي رود. سرزنش كردن و احساس گناه ناشي از آن باعث مي شود تا نسبت به شناخت منشأ مشكل فرزندتان ناآگاه بمانيد، لذا تأكيد مي كنيم كه اختلال خلقي او در نتيجه قصور و كوتاهي شما ايجاد نشده است، اما به عنوان واقعيتي كه وجود دارد شما را به مبارزه مي طلبد. پذيرش اين اصل نه تنها در فرآيند تشخيص و درمان اختلال خلقي فرزندتان مؤثر است، بلكه در پرورش مهارت حل مسأله در زندگي روزمره شما نيز كمك كننده خواهد بود. ?- واقع بين باشيد. تعيين حدود انتظارات قابل قبول از كودك مبتلا به اختلال خلقي كار دشواري است و توصيه مي شود كه براي اين منظور از درمانگر كمك بگيريد. با توجه به اين كه اختلال خلقي به طور طبيعي از نظر شدت در نوسان است تنظيم اين انتظارات به گونه اي كه نه خيلي زياد و نه خيلي كم باشد مشكل خواهد بود. گر چه كودكان نيازمندند بدانند در هر لحظه به طور شفاف و ثابت چه انتظاراتي از آن ها داريم با وجود اين گاه لازم است كه اين انتظارات از پيش تعيين شده باشند. هنگام بروز يك حمله شديد خلقي، وقت مناسبي براي پافشاري بر انجام تمام وظايف روزمره فرزند تان نيست. با اين حال هم چنان كه درمان پيش مي رود و خلق او تثبيت مي شود به تدريج مي توان سطح انتظارات را بالا برد. ?- قوانين خانواده را در حد اعتدال برقرار كنيد. كودكان براي تنظيم رفتار خود نيازمند قوانين هستند، گر چه تعداد زياد قوانين وضع شده ممكن است مشكل آفرين باشد تعداد كم آن نيز اشكالاتي به همراه دارد. وقتي در خانه قوانين بسيار زيادي حكم فرما باشد، كودكان به سرعت مأيوس و نااميد مي شوند. آن ها ممكن است كه يا با پذيرش نقش قانون شكن، دست از هر گونه تلاشي براي رضايت والدين بكشند و يا به طور مداوم سعي در راضي نگاه داشتن والدين خود داشته باشند كه اين امر به ندرت مي تواند موفقيت آميز باشد. برعكس وقتي كه قوانين محدود و مبهم باشد، اجراي آن غيرممكن و موجب مي شود تا شاهد بروز رفتارهايي غيرقابل كنترل از جانب كودكان باشيم. اگر چه اين موضوع در مورد همه كودكان صدق مي كند، اما كودكي كه يك مشكل زمينه اي دارد در اداره كردن موقعيت هاي ناكام كننده مشكل بيشتري خواهد داشت. قوانين در وهله اول بايد بر حفظ امنيت جسمي و هيجاني همه اعضاي خانواده تأكيد داشته باشد و در مرحله بعد پيامدهاي عدم رعايت قوانين نيز بايد به صورت آشكار و ثابت براي همه مطرح شود. ?- آسان بگيريد. اگر با فرزندتان بر سر قانون خاصي جر و بحث مي كنيد، از خود بپرسيد كه آيا اين قانون را براي چه وضع كرده ايد، آيا دليل آن منطقي و موجه است و يا امري دل بخواهي و سليقه اي است؟ از آن جايي كه كودكان مبتلا به اختلال خلقي در حوزه هاي متعددي نيازمند مساعدت هستند، اگر تصميم بگيريد به موقعيت هاي زيادي بپردازيد و در مورد تمام آن ها قانون صادر كنيد شما و(البته فرزندتان) احساس مغلوب شدن پيدا خواهيد كرد. پس چه بايد كرد؟ آسان بگيريد! فهرستي از قوانيني كه انتظار داريد فرزندتان رعايت كند، بنويسيد. آيا مي توانيد اين فهرست را به چند قانون محدود و اساسي نظير«با بدن و زبان خود به ديگران صدمه نزنيم» ساده كنيد؟ شعار ما اين است كه«ساده بگيريد، ساده بگيريد، ساده بگيريد» بدين ترتيب شما براي رفتاري محكم و با ثبات آماده مي شويد و فرزندتان نيز وقتي مغلوب پيچيدگي قوانين نشود آن ها را بهتر رعايت خواهد كرد. ?- انعطاف پذير باشيد. فرزندتان مبتلا به اختلالي است كه نشانه هاي آن هر روز تغيير مي كند و طبق تعريف، عملكرد او نيز طي زمان متفاوت خواهد بود. در نتيجه، مواقعي وجود خواهد داشت(به ويژه در ضمن حملات شديد اختلال خلق) كه به ناچار قوانين بايد به طور موقت كنار گذاشته شود. اگر چه براي والدين تعيين مدت زماني كه كودك براي تلويزيون، كامپيوتر و بازي هاي ويديويي صرف مي كند داراي اهميت است با وجود اين انعطاف پذيري در اين زمينه، با توجه به دوره بيماري كودك كمك شاياني به وي خواهد كرد. براي يك نوجوان بشدت افسرده مي توان تماشاي يك فيلم سرگرم كننده را به عنوان بخشي از برنامه افزايش فعاليت هاي لذت بخش مجاز دانست و يا در مورد كودكي با مهارت هاي اجتماعي بسيار ضعيف ممكن است از يادگيري يك بازي ويديويي خاص هم چون راهي براي ايجاد علايق مشترك با همسالان سود ببرد. نكته كليدي انعطاف پذيري است. آيا آن چه انجام مي دهيد براي فرزندتان مؤثر است؟ اگر چنين باشد عالي است. اگر چنين نيست يك قدم به عقب برگرديد و دوباره موقعيت را ارزيابي كنيد. ?- موضوعاتي را كه قصد داريد به خاطر آن ها در برابر فرزندتان بايستيد انتخاب كنيد. والدين كودكان مبتلا به اختلال خلقي، وضعيت خود رابه نوعي مانند«زندگي در منطقه جنگي» و يا احساس مداوم«حركت روي پوست تخم مرغ» توصيف مي كنند. هر يك از اين دو حالت تنش زا يعني جنگ مداوم يا حركت كند پاورچين اوضاعي ملال آور مي باشند. براي به حداقل رساندن كشمكش و كاهش تنش كلي، ما شما را تشويق مي كنيم تا موضوعات مهم منجر به درگيري ميان خود و فرزندتان را تعيين كنيد. به اين ترتيب خانوده شما خواهد توانست در فاصله ميان تعارض ها و كشمكش ها آرامش داشته باشد. برخي موضوعات ارزش جنگيدن ندارند. اگر شما به طور مداوم با فرزندتان در حال كشمكش هستيد با خود فكر كنيد كه چرا چنين است؟ آيا مي توانيد از آن دست برداريد؟ اگر دليل درست و مطمئني براي آن وجود ندارد، مي توانيد انتخاب كنيد كه آيا بهتر است جر و بحث كنيد و يا راه مصالحه را در پيش بگيريد. سازش و مصالحه پيوسته بايد براي حفظ سلامت و امنيت جسمي و رواني افراد خانه باشد. از كشمكش در مورد غذا اجتناب كنيد. هيچ كودكي در خانه اي كه مواد غذايي در دسترس است نبايد گرسنه بماند. با وجود اين برخي از كودكان مبتلا به اختلال خلقي از اختلالات خوردن نيز رنج مي برند. اگر فرزندتان با مسائل مربوط به غذا يا وزن اشتغال فكري دارد، يا اگر دچار كاهش يا افزايش بيش از حد وزن مي باشد از متخصص كودكان و گروه بهداشت روان مشورت بخواهيد. براي كودكان و نوجواناني كه وزن بالا و يا عادات غذايي نادرست دارند با متخصص تغذيه مشورت كنيد. در صورتي كه غذا را از صحنه اختلاف كنار بگذاريد كودكان و نوجوانان براي بهبود عادات خود بهتر عمل خواهند كرد. ?- در مهارت حل مسأله متبحر شويد. ?- پيام را با بيان مناسب منتقل كنيد. صحبت كردن با كودكان مبتلا به اختلال خلقي كار دشواري است. هنگامي كه فرزندتان آشفته و ناراحت است شما ممكن است به طور طبيعي بخواهيد او را آرام كنيد و در مورد مشكلاتي كه دارد به وي اطمينان خاطر دهيد. احتمالاً شما به طور غريزي تلاش مي كنيد تا مشكل او را حل كنيد. گر چه وجود اين غرايز در والدين ارزش خاص خود را دارد اما مي تواند موجب شود رابطه شما و فرزندتان در مسير نادرست قرار گيرد. در اين جا برخي از قوانين برقراري ارتباط بهتر با فرزندان آورده شده است، رعايت اين توصيه ها هم در رابطه با كودك مبتلا به اختلال خلقي و هم در ارتباط با ديگران نيز مفيد هستند. به احساسات و نگراني هاي فرزندتان گوش دهيد اما او را اصلاح نكنيد. هنگامي كه فرزندتان در مورد بدرفتاري همكلاسي اش با شما صحبت مي كند و غمگين و ناراحت به نظر مي رسد، به او گوش كنيد و بپذيريد كه او ممكن است غمگين باشد. ما شما را تشويق مي كنيم تا خود را همانند ظرف محافظي تصور كنيد كه اولين وظيفه اش آن است كه(به عنوان يك والد) به فرزند خود اجازه دهد كه احساساتش را درون آن بريزد. پس زماني به حل مشكل او بپردازيد كه احساسات او را تصديق كرده ايد و براي عواطفش اعتبار قائل شده ايد. سعي كنيد براي درك بهتر فرزندتان سؤالاتي را از او بپرسيد نظير: «تو در مورد ... چه احساسي داري؟» به او نشان دهيد كه به حرف هايش گوش مي دهيد نظير«اوه به نظر مي رسد كه وقتي... اتفاق افتاد تو واقعاً ناراحت شدي». جملاتي براي حمايت از او بيان كنيد نظير: «متأسفم كه اين اتفاق برات افتاد». قبل از اين كه به فرزندتان توصيه بكنيد از او بپرسيد كه آيا به راهنمايي احتياج دارد؟ اگر قبل از آماده شدن فرزندتان براي دريافت كمك به حل مشكل او اقدام كنيد در ارتباط تان اصطكاك ايجاد مي شود. اگر فرزندتان براي پذيرش نصايح و توصيه هاي شما آماده نباشد به آن ها توجهي نمي كند و ممكن است بي توجهي او باعث شود شما احساس كنيد طرد شده ايد و ناراحت بشويد. از طرف ديگر اگر ابتدا از او سؤال كنيد كه آيا پيشنهاد و كمكي لازم دارد او با احتمال بيشتري به عقايد شما گوش خواهد داد زيرا درك مي كند شما نگراني هاي او را معتبر دانسته ايد و از او حمايت مي كنيد. هم چنين اگر او را در فرآيند حل مسأله موجود دعوت كنيد مشاركت فعال تري از او مشاهده خواهد شد تا اين كه راه حل را به طور مستقيم در اختيارش بگذاريد. با فرزندتان به طور مستقيم در مورد موضوعاتي كه موجب نگراني شما مي شود صحبت كنيد اما اين موضوعات بايد كاملاً مشخص باشند. وقتي مستقيماً در مورد موضوعاتي كه شما را آزار مي دهد صحبت مي كنيد جريان حل مسأله بهتر انجام مي شود. با وجود اين اگر مكرراً و به دفعات زياد نگراني هايتان را با او در ميان بگذاريد فرزند شما احساس خواهد كرد كه مورد سرزنش قرار گرفته است. تحقيقات نشان داده است كه تعاملات عيب جويانه موجب بدتر شدن سير افسردگي مي شود. اگر عادت كنيد كه فقط موضوعات مهم را انتخاب كنيد از بحث در مورد مسائل بي اهميت تر اجتناب خواهد شد. مثلاً شما ممكن است كه درباره نگراني خود از عادت بيدار ماندن هاي طولاني تا ساعت ?-? روزهاي تعطيل با فرزندتان بحث كنيد زيرا نگران بروز حمله مجدد خلقي او بر اثر كم خوابي هستيد و اين براي سلامتي موضوع مهمي است. ما مي دانيم كه عادات صحيح خواب بخش مهمي از مديريت هر اختلال خلقي است. از طرف ديگر سهل انگاري او در تمرين روزانه موسيقي موضوع چندان ارزشمندي براي مجادله نيست زيرا او خود سرانجام پيامد تمرين ناكافي موسيقي را تجربه خواهد كرد اما اين دستاورد مسلماً تهديدكننده زندگي او نخواهد بود. قبل از اين كه موضوعات كوچك روي هم انباشته شود به آن ها بپردازيد. هنگامي كه به موقع به مشكلات توجه شود بار هيجاني و تعارض كمتري ايجاد مي شود و معمولاً اداره آن آسان تر خواهد بود. براي فرزندتان كه نيازمند يادگيري مهارت هاي مؤثر در اداره كردن نشانه ها يا اختلال خلقي اش است، برقراري الگويي از حل مسأله توأم با آرامش داراي اهميت است. بر نكات مثبت تأكيد كنيد. به خاطر بسپاريد كه فرزندتان را در زمان مناسب تحسين كنيد و به او بازخورد مثبت بدهيد. بهبودي، فرآيندي تدريجي است كه به وسيله پيشرفت هاي كوچك ايجاد مي شود. مي دانيد كه فرد افسرده بر نكات منفي خود، دنياي اطراف و آينده بيش از حد تمركز مي كند. اگر كودكان به تناسب فعاليت هاي خود از ما بازخوردهاي مثبت و واقع بينانه دريافت كنند اين نگرش منفي گرايانه تغيير خواهد كرد. كاربرد عباراتي كه در ظاهر مثبت مي باشند اما پشتوانه حمايتي كافي ندارند جايز نمي باشد. بازخورد منفي را با صدايي آرام بيان كنيد. صحبت كردن با صدايي آرام موجب مي شود تا به جاي تمركز بر فرزندتان به عنوان يك شخص، انتقاد متوجه عملي شود كه انجام شده و يا تكليفي كه انجام نگرفته است. هنگامي كه از فرزندتان مي خواهيد تا به صورت ديگري رفتار كند سعي كنيد فرمول XYZ را به خاطر بسپريد و به صورتي از او درخواست كنيد كه رفتارش را تغيير دهد(يعني: وقتي كه تو X را انجام مي دهي من احساس Y مي كنم و ترجيح مي دهم كه Z را انجام دهي، مثلاً به جاي فرياد زدن بر سر فرزندتان كه«بس كن ديگه داد نزن» به او بگوييد: «وقتي داد مي زني گوشم درد مي گيره، عصباني مي شم و ترجيح مي دم كه آروم تر صحبت كني»). با تمرين كافي مهارت به دست آوريد تا در چنين مواقعي آرامش خود را حفظ كنيد. وقتي اين توانايي ايجاد شد شما الگويي براي فرزندتان خواهيد بود از كسي كه ارتباط مؤثر برقرار مي كند. عاقلانه به نظر نمي رسد بر سر كودك فرياد بزنيم تا دست از فرياد زدن بردارد. بيشتر به شيوه مثبت اظهارنظر كنيد تا به صورت منفي. انتقاد سازنده راه خوبي براي كمك به رشد و تغيير ديگران است. تحقيقات نشان داده است كه براي خنثي كردن يك اظهارنظر منفي به هفت مورد اظهارنظر مثبت نياز مي باشد، بنابراين سعي كنيد طي روز به جاي اظهارنظرهاي بدبينانه در مورد فرزندتان به صورت مثبت نظر دهيد. اين توجيه به نظر ساده مي آيد اما در واقع كاري مشكل است، پس تمرين كنيد. در ابتداي صبح بيست سكه در جيب چپ تان بگذاريد و هر بار كه فرزندتان را تحسين مي كنيد يك سكه را از جيب چپ برداريد و در جيب راست تان بگذاريد و هرگاه از او عيب جويي مي كنيد يك سكه از جيب راست به جيب چپ برگردانيد. سعي كنيد تا پايان روز همه سكه ها از جيب چپ به سمت راست جابه جا شود. پيام هاي بدني را فراموش نكنيد. شما ممكن است بيشتر از واژه ها با بدن تان حرف بزنيد. يك چهره پرتنش، دست هاي گره كرده و قيافه عبوس چيزي است كه ما به عنوان ارتباط غيركلامي مي شناسيم. اين وضعيت ها پيام متفاوتي را به كلماتي كه بر زبان مي آوريد اضافه مي كنند. حركات صورت و بدن و آهنگ صداي تان به طور قابل ملاحظه پاسخي را كه ابراز مي كنيد تحت تأثير قرار خواهد داد و شما با تسلط پيدا كردن بر اين ويژگي ها در همراهي با رعايت ساير توصيه هاي قبلي، الگويي از ارتباط سالم را در اختيار فرزندتان قرار دهيد و بدين ترتيب هر دوي شما از ارتباط غيركلامي هماهنگ با كلام مرتبط با آن سود خواهيد برد. از بازي بيست سؤالي خودداري كنيد. اضطراب به راحتي مي تواند شما را مغلوب خود كند با وجود اين سعي كنيد به منظور نظارت بر فرزندتان او را در مورد احساساتش سؤال پيچ نكنيد. تحقيقات نشان داده است كه شيوه تعاملي مزاحم و مداخله جو (هر چند كه قصد واقعي شما مزاحمت و مداخله نباشد فرزندتان آن را چنين تجربه مي كند)، روند بهبودي كودك افسرده را كند مي كند. علاوه بر اين چنان چه فرزندتان نگران است كه اگر به شما ميدان دهد زياده روي خواهيد كرد به احتمال زياد در كنار شما احساس راحتي ندارد و وقتي هم كه واقعاً به توصيه هاي شما احساس نياز پيدا مي كند به شما نزديك نمي شود. دشمن اصلي را شناسايي كنيد. شخصيت فرزند خود و نقاط ضعف و قدرت او را از بيماري و نشانه هاي آن تفكيك كنيد. اگر تحريك پذيري او را به عنوان يك نشانه مشخص از بيماري اش در نظر مي گيريد و نه يك ويژگي شخصيتي، قادر خواهيد بود با او ارتباط مثبت تري برقرار كنيد. در غم و شادي يكديگر شريك باشيد. با همسرتان در مورد مشكلات فرزند خود درك مشترك داشته باشيد. وجود همسراني كه تفسير مشابهي از بيماري فرزند و اهميت درمان آن دارند امري حياتي است. هنگامي كه والدين در پيمودن يك مسير همكاري دارند، اداره اوضاع بسيار مشكل نيز آسان خواهد بود و برعكس آن وقتي رخ مي دهد كه آن ها در جهات متناقض عمل مي كنند. برخي اوقات والدين مي توانند به سادگي حوزه هاي مشتركي را براي اداره يك موقعيت خاص پيدا كنند. در ساير موارد بهتر آن است كه از شعار«توافق بر سر عدم توافق» پيروي كنيد و تصميم بگيريد كه كدام يك از والدين اداره آن موقعيت خاص را به عهده گيرد. ارتباط خوب براي حفظ مشاركت قوي و مؤثر ضرورت دارد. بنابراين توصيه مي كنيم تا از همان راه كارهايي كه براي بهبود ارتباط بين خود و فرزندتان بهره برده ايد براي بهبود ارتباط خود با همسرتان نيز استفاده كنيد. توصيه هايي براي والدين چگونه مي توانيد به طور موقت انتظارات خود را از فرزندتان كاهش دهيد بدون اين كه او را لوس كنيد: ?- هنگامي كه به طور مداوم متوجه مي شويد فرزندتان از انجام انتظارات شما ناتوان است اين خواسته ها را كاهش دهيد(شكست مداوم براي اعتماد به نفس هيچ انساني خوب نيست). ?- به تدريج انتظارات معقول خود را افزايش دهيد و ارزيابي كنيد كه اين خواسته هاي ابراز شده چگونه انجام مي گيرد. ?- اولويت بندي كنيد: الف) فهرستي را از مسئوليت هاي فرزندتان تهيه كنيد كه شامل حوزه هايي مانند امور شخصي، ارتباط با ديگران، تكاليف مدرسه و خانه باشد. ب) با مهم ترين موضوع فهرست شروع كنيد(در اين ترتيب انجام تكاليف مدرسه بايد قبل از مرتب كردن رختخواب آمده باشد). با خلاقيت خود در مورد اين كه چگونه وظايف مي تواند به تدريج مشكل تر شود فكر كنيد(مثلاً انجام تكاليف با كمك يك فرد ديگر كم كم با انجام مستقل آن جايگزين مي شود). ?- تصديق كنيد كه فرزندتان به بيماري مشخصي مبتلا است كه به بهبودي نياز دارد. آيا بايد فرزندان مان را از اخبار بد محافظت كنيم؟ پاسخ به اين سؤال هم مثبت است و هم منفي. شما نبايد اطلاعات را به صورت اسرارآميز از فرزندتان مخفي كنيد، او احتمالاً از اخبارتان سر درمي آورد يا حس مي كند كه اتفاقي افتاده است. با وجود اين شما مي توانيد با صحبت كردن درباره مسائل مطابق با سن و سال و در زماني كه قادر به تفكر و پردازش اطلاعات باشد از او محافظت كنيد(براي مثال قبل از رفتن به مدرسه يا رختخواب زمان مناسبي براي اين كار نيست). شما هم چنين مي توانيد در يك موقعيت خصوصي تر موضوع پيش آمده را با همسرتان، دوستان ديگر و يا ديگر اعضاي خانواده مورد بحث قرار دهيد. اگر قرار است اتفاق ناخوشايندي در آينده رخ دهد ممكن است به نظر شما آن زمان بهترين موقع براي گفتن موضوع به فرزندتان باشد. برخي از كودكان با آگاه شدن از يك جريان قبل از آن كه رخ دهد سازگاري بهتري نشان مي دهند در حالي كه گروهي ديگر در اين موقعيت ماتم مي گيرند، نگران مي شوند يا عكس العمل نشان مي دهند. براي اين كه چگونه و در چه زماني اخبار ناراحت كننده را بدهيد سن و ويژگي هاي سرشتي او را در نظر بگيريد. ما توصيه مي كنيم توضيح كوتاهي به كودك بدهيد و سپس سؤالات او را پاسخ گوييد با اين شيوه شما اطلاعاتي را فراهم مي كنيد كه فرزندتان جستجو مي كند بدون اين كه وارد جزئياتي شويد كه فراتر از آن چه او مي خواهد يا نياز دارد باشد. شما مي توانيد چند روز بعد از فرزندتان بپرسيد آيا سؤالات بيشتري برايش مطرح شده است. به اين ترتيب دقيقاً كودك اطلاعاتي كافي را دريافت مي كند بي اين كه در معرض بمباراني از اطلاعات قرار بگيرد كه براي آن آماده نشده است. تمرين خانواده: اداره كردن نشانه هاي اختلال با استفاده از شيوه هاي حل مسأله: ?- دراين برنامه شما، همسر و فرزندتان مشكلي را در خانواده شناسايي كنيد كه درباره يكي از نشانه هاي بيماري فرزندتان دور مي زند(مثلاً تحريك پذيري بعد از مدرسه كه منجر به جنگ و دعوا با خواهر و برادر مي شود). ?- همگي مشخص كنيد كه چه كساني بايد در بحث مربوط به مشكل شركت كنند. ?- مانند اعضاي يك گروه در مورد راه حل هاي احتمالي اين مشكل هم فكري كنيد. ?- در مورد مزايا و معايب هر راه حل بينديشيد و بهترين راه حل كه بيشترين مزايا را داشته باشد انتخاب كنيد. ?- در پايان راه حلي را كه انتخاب كرده ايد به عمل درآوريد. راه كار پيشنهادي چه تأثيري داشته است؟ اگر نتيجه مناسب به دست نيامده است به فهرست راه حل هاي خود بازگرديد و موارد بعدي را انتخاب و به آن ها عمل كنيد
نسخه قابل چاپ بازگشت به صفحه قبل
عكسهاى مرتبط با مقاله