مشاهده مقاله ها | ارسال مقاله | جستجوى مقاله
موضوع :
رابطه نوجوانان و والدين يكي از دشوارترين و پيچيدهترين مسائل در دورههاي مختلف يك خانواده است. توفاني كه در جسم و جان كوچك يك نوجوان در اين سنين ميپيچد، هر آن ميتواند سكان را هم از دست نوجوان بربايد و هم از دستان والدين. والدين - نوجوانان؛ توفان اضطراب مؤلفهاي كه در دوره نوجواني (??-?? سالگي) بايد به آن توجه شود، طغيان منحصر به فرد نوجوانان است؛ به تعبير ديگر در اين دوره احتياج به طغيان در ميان كل نوجوانان جهان عموميت دارد و ظاهر شدن آن را به اشكال مختلف ميبينيم. آنها موهايشان را بلندتر از حد معمول نگه ميدارند و سعي ميكنند به طور ناخودآگاه و ناهوشيار مطابق ميل والدين رفتار نكنند و حتي اين كار را در بين همسالان خود ممنوع بدانند. نوجوانان دوست دارند ساعتهاي زيادي از روز و اوقات بيداريشان را بيرون از خانه در مصاحبت و تعامل با گروه همسالان خود باشند. اين مصاحبتها بيشتر مواقع با مخالفت والدين روبهرو ميشود. در واقع پدر و مادرها معاشرتهاي اين چنين را شايسته نوجوانان خود نميدانند. ما در آشفتگي قرن پر وحشت ?? بارها فريادهاي دردآلود والدين را در تراژدي نوجوانانشان شنيدهايم. اين توفان، توفان اضطراب نام دارد و بسياري از والدين را براي رهايي به سمت روانشناسان حرفهاي ميكشاند. تحقيقات و پژوهشهاي علمي نشان ميدهد اين دو گروه (والدين و نوجوانان) معمولاً به هم عشق ميورزند. اما از روي عادت سعي ميكنند بر يكديگر سلطهجويي كنند. جالب اينجاست كه موارد متعدد سلطهجويي نزد والدين و نوجوانان به صورت كاملاً علمي به دست آمده است. روشهاي سلطهجويي نوجوانان بر والدين گريستن: نوجوان هنگامي كه چيزي ميخواهد و از سويي به دنبال آن است كه هر چه زودتر به خواستهاش برسد، به گريستن و ناله كردن متوسل ميشود تا بتواند سلطهاش را حفظ و خواستهاش را عملي كند. تهديد كردن: نوجوان ميگويد اگر به فلان خواستهام توجه نكنيد به زودي ميروم خدمت نظام وظيفه، ترك تحصيل ميكنم، زن ميگيرم، شوهر ميكنم و... اينها و موارد مشابه جلوههاي مختلف تهديد از سوي نوجوانان است. سومين روش سلطهجويي نوجوانان بر والدين: «منو دوست ندارين وگرنه فلان كار را برايم ميكرديد»، «منو به دنيا آوردين انداختين توي دردسر». اينجا هم كاملاً مشهود است كه در واقع تأييد بر عنصر دوست داشتن به صورت ابزاري براي رسيدن به خواسته است. مقايسه كردن: مقايسه بين همسالان از جمله مهمترين روشهاي سلطهجويي در بين نوجوانان است: هيچ كس موهاشو كوتاه نميكنه حالا چرا من بايد موهامو كوتاه كنم، پدر احمد براش يه موتور جديد خريده، همه ميروند كوه، همه ميروند كافي شاپ و... باجگيري: باج گرفتن كار ظريفي است كه نوجوانان به شكل يك عادت از آن براي سلطه بر پدر و مادرها استفاده ميكنند: به بابام ميگم صورتحساب رو ازش مخفي كرديها... به مامانم ميگم اون جا با دوستات ميرفتي بيرون... ممكنه مريض بشم ... انداختن يكي از والدين به جان ديگري: اين روش سلطهجويي كه از سوي نوجوانان به كار گرفته ميشود، شبيه به باجگيري است. اما نوجوان در واقع ميخواهد يكي از والدين را عليه ديگري برآشوبد: بابا اجازه ميده ماشين رو بردارم شما اجازه نميدي، مامان ميگه ميتونم برم شما نميذارين و... دروغ گفتن: مثلاً ميگويد «من دارم ميرم كتابخونه» در حالي كه اضافه نميكند پنج دقيقه بعدش ميخواهد به مهماني برود... يا من در اين كار دخالتي نداشتم، من ميدانم چه كسي آن را برداشته اما نميگويم براي اين كه بيمعرفتي است! خود را به موش مردگي زدن: تمام روشهاي سلطهجويي را ميتوان به دو روش مجزا تقسيم كرد؛ فعالانه و منفعلانه. روش «خود را به موش مردگي زدن» كه بسيار هم در بين نوجوانان شايع است از روشهاي منفعلانه سلطهجويي نوجوانان بر والدين است. نوجوان خودش را به بيماري ميزند و تمارض ميكند تا به خواستهاش برسد. انتخاب روشهاي مختلف سلطهجويي از سوي نوجوانان به صورت كاملاً عادي، ناهوشيار و گاهي اوقات هم هوشيارانه انجام ميشود تا آنها بتوانند طغيان خود را در آن كانالها بيندازند. از طرفي در تمامي جوامع تمام شيوههاي سلطهجويي كه اشاره شد مشهود است و شايد تنها در برخي جوامع تأكيد بر روي چند روش خاص باشد. روشهاي سلطهجويي والدين بر نوجوانان وعده دادن: پدر يا مادر به فرزند نوجوانشان ميگويند: برو به باغچه رسيدگي كن تا برايت يك حساب پسانداز باز كنم؛ اگر آشغالها را هر شب بيرون بگذاري كامپيوترت را تعمير و پول توجيبيات را زياد ميكنيم؛ اگر فلان كار را انجام دهي بليت فلان كنسرت را برايت ميگيريم. تهديد كردن: اگر خواهرت را به خانه نرساني از اين به بعد بايد پياده بروي؛ ميخواهم بروم مدرسهات ببينم وضعيتت چه طوريه اگر اذيت كني، به پدرت ميگويم. مقايسه: برادرت به اندازه تو پول توجيبي نميگيره ولي هيچ كدوم از ادا و اطوارهاي تو رو هم نداره؛ اين قدر از اين مريم خوشم ميياد، چقدر دختر نازيه (در واقع غير مستقيم به نفر مقابل فهمانده ميشود كه مريم خيلي بهتر از اوست). دروغ گفتن در وعده: تابستون ميفرستيمت پاريس دو سه هفتهاي پيش داييات بموني (خودمان ميدانيم كه هرگز اين كار را نخواهيم كرد)؛ اگه معدلت بالاي نوزده باشه اون دوچرخهاي كه ديدي برات ميگيريم (خودمان ميدانيم دوچرخه را نخواهيم گرفت). باج گيري: اگه بابات برگرده بهش ميگم امروز چي كار كردي؛ اگه معلمت بفهمه توي خونه اين كارها رو ميكني ...؛ اصلاً فردا ميخوام بيام مدرسه ببينم چه جوابي داري به معلمت بگي. بيماري: والدين برخي مواقع از بيماري به عنوان يك حربه و وسيلهاي براي سلطه بر نوجوانان استفاده ميكنند: اگه دست از اين كارت برنداري قلبم دوباره درد ميگيرهها، از دست تو بالاخره سكته ميكنم و ميميرم؛ ساكت شو اينقدر حرف نزن سردرد ميگيرمها. استفاده از محبت: اگه منو دوست داشتي اين كار رو نميكردي؛ تو اصلاً به من علاقه نداري؛ منو دوست داري يا نه؟ بازي برنده - برنده به جاي برنده – بازنده در طول زندگي يك بازي واقعي با شيوههاي مختلف ميان والدين و نوجوانان جريان دارد. رابطه درست زماني شكل ميگيرد كه بازي به شيوه برنده- برنده ادامه داشته باشد، در صورتي كه اگر والدين احساس باخت كنند يا بالعكس نوجوانان احساس كنند در اين بازي شكست خوردهاند، رابطههاي آنها آسيب ميبيند. خويشتنسازي، پايه رابطه برنده – برنده با اين همه روش و تاكتيك براي ايجاد سلطه در بين والدين و نوجوانان آيا واقعاً جاي اميدواري براي طرحريزي رابطه سالم و برنده - برنده براي والدين و نوجوانان وجود دارد؟ بله، به شرط اين كه والدين و نوجوانان شروع به خويشتنسازي كنند. والدين ما متأسفانه اهميتي به خويشتنسازي نميدهند و بنابراين نوجوانان نيز ياد ميگيرند كه دغدغه خويشتنسازي را نداشته باشند. والدين بايد به اين نكته توجه كنند كه «به شخص خودشان اهميت بدهند» و خودشان را تمام و كمال در اختيار فرزندانشان قرار ندهند كه بگويند نوكر فرزندانشان هستند. بسياري از والدين ما زندگيشان را به خاطر فرزند به فنا ميكشانند. در سوره بقره آيه ??? ميفرمايد: «بر شما نيست كه بيش از حد امكان براي فرزندتان كاري انجام دهيد؛ نه بر مادر، نه بر پدر». در صورتي كه ما دقيقاً خلاف اين گفته، رفتار ميكنيم و خيلي هم مفتخريم كه صبح تا شب ايثار ميكنيم و بعد هم ناراحت و اندوهگين ميشويم كه جواب لازم را نگرفتهايم. در كشور ما تمام بار زندگي بر دوش پدر ميافتد و بقيه از كسب درآمد و تلاش براي معيشت معاف هستند. پدر ديگر نبايد دوستش را ببيند، پدر نبايد استخر برود، پدر نبايد آشنايش را ببيند، پدر نبايد... پدر بايد فقط كار كند و اگر يك وقت اضافهاي هم آورد بنشيند روبهروي نوجوان و از او عيب و ايراد بگيرد. مادر هم همين طور، فقط به فرزندان خدمت كند؛ لباس بشويد و غذا بپزد. اين رفتارها صحيح نيست. والدين بايد خويشتن دوست باشند. براي خودشان وقت بگذارند و الگوي مناسبي براي نوجوانانشان باشند. طغيان جهتدار يافتههاي روانشناسان نشان داده است كه اگر والدين خويشتن دوست باشند، حرمت خودشان را حفظ كنند و براي خودشان وقت بگذارند، آن وقت است كه نوجوانهايشان نيز افراد خلاقي ميشوند و طغيان ايشان از موي بلند و ظاهرهاي آنچناني و شلوارهاي عجيب و غريب به سمت طغيان جهتدار كشيده ميشود. طغيان اين نوجوان به جاي اين كه ويرانگر باشد، آفريننده و خلاق است. اتفاق ديگري كه در اين نوجوانان ميافتد «حساسيت در ارتباط» است. آنها نه تنها با احساسات گروه همسالان خودشان همدردي ميكنند و حساسيت دارند، بلكه با والدين و ساير بزرگسالان نيز همدلند. سوم اين كه نوجوان آگاهي پيدا ميكند. همان طور كه والدين او تلاش ميكنند از امروزشان به طريقه صحيح لذت ببرند و تجربههاي عالي بيندوزند، او نيز قدم بر جاي پاي پدر و مادرشان ميگذارد و در عين حال گاهي لازم ميبيند به دنياي بزرگتري وارد شود. در واقع تاريخ و روز و ماه براي اين نوجوان داراي معنا و مفهوم است، نه اين كه چشم روي هم بگذارد و فقط ناظر منفعل گذشت روزها و ماهها باشد. برعكس او مثل پدر و مادرش نه تنها از قايقراني لذت ميبرد بلكه قدرت امواج، وزش باد و تركيب شن و ماسه كف دريا او را به نشاط ميآورد.
نسخه قابل چاپ بازگشت به صفحه قبل
عكسهاى مرتبط با مقاله