فرهنگسرای خانواده

سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری اصفهان

امروز: یکشنبه 1398/3/26
تاریخ   1394/5/13   | تعداد بازدید   988   | |

آموزش مسائل جنسی به کودکان قسمت دوم
 

 

  اهمیت تماس بدنی

 

                                                             

بندرت پیش می آید که افکار عمومی و هنجارهای جامعه افراد را به لذت بردن ازسکس تشویق کنند.ما باید در وهله اول سکسوآل بودن خود و اینکه عشق ورزی و بهره گیری از لذات جنسی موجب بهبود کیفیت زندگی مان می شود را بپذیریم، تابتوانیم در مرحله بعد مسوولیت آموزش آن  به کودکانمان رابه عهده گیریم.

ضروری است در این زمینه به اهمیت «تماس بدنی» اشاره نمایم.

پوست بزرگترین اندام بدن انسان به مساحت تقریبا دو متر مربع است که به هزاران هزار شریان و گیرنده های هورمونی، رشته های عصبی متصل می باشد.

کوچکترین تماس بدنی و حتی گرمای اطراف آن موجب ترشح هورمونها و تحریک رشته های عصبی شده و سیگنالهابه

مغز راهی می شوند، و نوعی «احساس مطلوب و آرامش» و حس مورد محبت واقع شدن، پذیرفتهشدن و دلگرمی را

در ما بوجود می آورند. در دراز مدت حاصلجمع این تماسها، نوازشها وماساژ در فرد روحیه ای مثبت، سرشار از

آسایش و سرزندگی می آفریند. تحقیقات گویای ایناست که عدم برخورداری از لمس و نوازش حتی در بیماریهای

جسمی افراد، چگونگی ایفای نقشهایاجتماعی و اختلالات رفتاری از جمله خشونت، افسردگی، اعتیاد، فرزندکشی و

حتی مرگ نقشدارد. بیشتر مجرمان و بزهکاران در جوامعی پرورش می یابند که امور جنسی در آن تابوست.

کودکان در اخذ و ضبط عکس العملها بسیار حساس و ماهرند. کوچک ترین رفتار والدین، حتی یک نگاه نیز می تواند القاگر پیامی باشد که اثر آن در ذهن کودک حتی برای مدتی طولانی باقی میماند. در این زمینه روش «پاداش و جزا» مبتنی بر «خوب یا بد بودن اعمال» مخصوصا کارگراست. ناز و نوازش بدن کودک به او می فهماند که بدنش دوست داشتنی است و تماس چیز مثبتیاست و داشتن اندام جنسی «خوب» است. تنبیه پیام برعکس این را القا می کند و عقده میسازد.

بعنوانمثال اگر کودکی به هنگام خودارضایی تنبیه شود یاد می گیرد:

    مالش اندام جنسی بد است.

    داشتن اندام جنسی شرم آور است.

    لذت جنسی بردن روا نیست.

یک نمونهاز مشکلات رفتاری خانواده ها برخورد با «لخت ظاهر شدن» کودک و یا والدین است، که معمولااز جانب پدر و مادر و یا اطرافیان ناپسند و شرم آورمحسوب می گردد. همین باعث می شودفرد در بزرگسالی از لخت شدن در مقابل همجنسان و یا حتی در مقابل آینه خجالت بکشد. چهبسا زنانی که هنوز آلت تناسلی خود را در آینه ندیده اند!

 

بینش والدین نسبت به اهمیت آموزش جنسی

نیازبه آموزش فعال کودکان در دوره طفولیت امری ضروری است، زیرا اگر شروع آن به سنین بلوغواگذار شود، ایفای آن بمراتب مشکل تر خواهد بود. بسیاری ازوالدین در مورد مسائل جنسیبی توجه هستند و یا در صورت اهمیت، مردد ازاینکه چه رفتاری صحیح و مناسب در اینگونهمواقع است. کودکان را به سرنوشت خود رها نکنید زیرا طفره رفتن و دودلی شما آنها رانسبت به جنسیت، تمایلات و رفتارهای جنسی شان بیشتر نامطمئن و شرمگین خواهد نمود آنهم بدلیل ناسازگاری و کشمکشی که میان«عملکرد طبیعی بدن» و  در مقابل «رفتار و قضاوتوالدین» در ذهنشان بوجود می آید. همانند احساس شرم و عذاب وجدانی که بسیاری پس از انجامخودارضایی  دارند. شانه خالی کردن و یا بینشمنفی والدین در دستاویز شدن با مسائل جنسی کودکان ریشه در نگرانی و واهمه آنان از«غیر عادی» شدن و کودکان دارد.

بسیاریمعتقدند خودارضایی باعث می شود فرد در آینده از لحاظ سکسی افراطی شود و یا دست به خشونتو تجاوز زند. این در صورتی است که روانشناسان وجود رابطه مستقیمی بین سرکوب نیازهایجنسی در دوران کودکی و خشونت را تایید کرده اند. مثلا فرد به هنگام تجاوز برای رهایییافتن از عقده های جنسی اش آنها را با اعمال خشونت بر سر دیگری خالی می کند. یا اگرشخص سکس را چیز بدی بداند، این تنفر باعث می شود فقط هنگامی سکس داشته باشد که در مقابلدستمزدی برای آن دریافت کند،(نمونه ای از روانشناسی بچه های خود فروش).

مکانیزمرفتارهای جنسی مانند عصبانیت است. فردی که عصبانیت خود را به راحتی نشان می دهد،  به هنگام خشم عصبانیت خود راتحت کنترل دارد و بهدیگران آسیبی نمی رساند. اما فردی که همیشه تظاهر می کند آرام باشد و خشم را در خودفرو می ریزد، ممکن است با مصرف مشروبات الکلی تعادل خود را کاملا از دست داده و به دیگران تعدی نماید.

بنابراینبعید است فردی که با بدن خود آشنا/ رفیق است و به نیازهای جنسی خود پاسخ منطقی می دهد،افسارگریخته دست به خشونت و تجاوز جنسی بزند.

 

پاسخبه سوالات

برخیبنابر تجربیات  و خاطرات تلخ جنسی گذشته خودشان،از تکرار دوباره آن در مورد فرزندانشان در هراسند و سکسوآل بودن کودکانشان را کورکورانهانکار می کنند. اینکه کودک در مورد مسائل جنسی سکوت اختیار می کند دلیل بر عدم کنجکاویاو در این زمینه نیست. بلکه مطمئن باشید قبلا کنجکاوی و یا تمایلات او را به گونه ایسرکوب کرده اید و این اعتماد که شما را بعنوان سنگ صبور خود دانسته و راز و رمزش رابا شما به میان بگذارد را از او جلب نموده اید.

کودکانیکه بیشتر مورد توجه و نوازش قرار گرفته و خودارضایی می کنند در روابط جنسی با شریکجنسی خود، کمتر دچار مشکل خواهند شد.

مشکلاتدر زمینه چگونگی رویاویی با سوالات جنسی بسیار است. در ابتدا گزینش واژه های مناسببرای محاوره ای ساده و دوستانه و سپس انتخاب زمان و مکان مناسب، می تواند کار را راحتتر کند. بعنوان نمونه به هنگام استحمام که هر

دو برهنهمی شوید، می توان پاسخگوی سوالات او باشید.

 

نمونهسوالاتی که معمولا برای کودکان مطرح است:

  *    چرامن آلت جنسی دارم؟ اسم آن چیست؟

  *    چرااندام تناسلی من چنین عملکردی از خود نشان می دهد؟ اسم عملکرد چیست؟

  *    درمقابل تحریک شدن چه رفتاری باید نشان دهم؟نادیده گی و یا پذیرش؟

  *    بههنگام تحریک جنسی چه اتفاقی می افتد؟

  *    منچگونه بدنیا آمده ام؟

 

پاسخها باید ساده و از لحاظ علمی درست باشند. دروغ نبافید! اگر فکر می کنید کودک از لحاظسنی معنی واژه های علمی را نمی فهمد از اصطلاحات عامیانه تر استفاده کنید. اگر کنجکاویدر این مورد نمی بینید خود به اندام جنسی کودک

اشارهکرده و نام آن را به ایشان بیاموزید. این مساله در مورد دختران که آلت جنسی شان مخفیتر است بیشتر صدق می کند. در سنین بالاتر  تغییراتبدن به هنگام ارگاسم در دختران نسبت به پسران که شاهد ضربان آلت تناسلی خود هستند،ناملموس تر است. حتی در امر آموزش چگونگی ارگاسم نیز پسران راحت ترند، زیرا معمولادر گروهای چند نفری با هم  «جلق زدن» را بهیکدیگر می آموزند.

تمایلاتو رفتارهای جنسی کودک از دوران طفولیت تا سن پنج سالگی خلاصه می شوند در کنجکاوی، تحریکو پاسخ جنسی مداوم و خودانگیزاو به محرکها مگر اینکه بنحوی از سوی دیگران سرکوب شوند.عمل استشهاد با رشد و ایجاد هماهنگی میان ماهیچه های بدن بعد از دو سالگی میسر می گردد.رفتارهای دیگر مانند بوسیدن و دست زدن به اندام های تناسلی یکدیگر در قالب بازیهایجنسی نزد کودکان چهار پنج ساله مشاهده می شود.

 

بازی های جنسی

بازیهایجنسی کودکان با یکدیگر نه تنها زیان آور نیست، بلکه برای رشد هویت جنسی آنها لازمهای است. شاید تا بحال کودکان را حین این گونه بازیها از قبیل «دکتر بازی» و یا تقلیداز نقش پدر و مادر دیده اید، که چگونه بااستفاده از اشیاء مختلف به "معاینه"بدن یکدیگر می پردازند و یا با تقلیداز عمل تناسل روی یکدیگر می خوابند و به عقب وجلو می روند، بدین ترتیب یکدیگر را تحریک کرده و از گرمایی که در اندام جنسی شان بوجودمی آید احساس مطلوبی می یابند. نکته ای که شاید بیشتر از خود این بازیها ذهن والدینرا نگران می کند این است که شریک بازی بچه ها معمولا هم جنسشان می باشد. امااین بازیها/شبه رفتارها تنها از روی کنجکاوی آنهاست و هیچ ارتباطی به هویت جنسی آینده شان ندارد.بازی از آنجا مثبت است که به کودک می آموزد:

 *    درمورد تمایلات، احساسات و کنجکاویهای جنسی شان تنها نیستند.

  *   اینتمایلات و احساسات از جانب دیگری مورد تایید قرار می گیرند.

  *    لختشدن در مقابل هم جنسان خود خجالت آور نیست.

  

شش تا نه سالگی به عقیده زیگموند فرویدزمانی است که کودک از لحاظ جنسی غیرفعال است و در صورت درگیری با مسائل جنسی شدیداتحت تاثیر عواقب منفی آن قرار خواهد گرفت. البته صحت این تئوری هنوز تایید نشده. ایندوره ای است که سوالات و کنجکاویهای کودکان در مورد ازدواج، سکس و حاملگی نمایان میشود.

فانتزیهای جنسی، استشهاد گروهی، تقلید عمل جفت گیری و تمایل به جنس مخالف از جمله تغییراتجنسی این دوره است.

در نهایتبا نزدیک شدن سن بلوغ،  تاثیر هورمونها و رشدسریع کودکان،رفتارها و تمایلات جنسی شان نیز شدت می یابد. تعداد استشهادها بیشتر شدهو بسیاری از کودکان از مجلات و یا فیلم های پورنوگرافی برای تحریک خود استفاده می کنند.گفتنی است که پانورامای رفتارهای جنسی کودکان عمدتا به فرهنگ خانواده و جامعه ای کهدر آن پرورده می شوند  و همین طور میزان مشاهدهو کسب اطلاعات آنها از محیط پیرامونشان وابسته است.

 

خودارضایی کودکان

در نهایتمطلب را با اشاره به مساله خودارضایی به اتمام می رسانم.

بنابرآمار روانشناسان حدود هشتاد درصد پسران و پنجاه درصد دختران پانزده ساله ، اگر نه بیشتر!!،استشهاد /خود ارضایی می کنند. این عمل حتی از دوران جنینی در رحم مادر آغاز می شود.  بنابر مطالعاتی که در این زمینه روی نوزادان تاسن 18 ماهگی صورت گرفته، کودکانی که از محبت و نوازش جسمی زیادی برخوردار می شوند بکراتبا اندام تناسلی خود باری می کنند و برعکس. امروزه تشویق کودکان به استشهاد امری ناپسندو یا اشتباه تلقی می شود این درصورتی است که سکسولوژیست ها در کلینیک های درمانی خوداز استشهاد به عنوان فنی برای رفع  مشکلات جنسیافراد اعم از انزال زودرس و ناتوانی جنسی استفاده می کنند. البته ریشه این گونه خرافات،از قبیل اینکه خود ارضایی موجب کوری، صرع، نازایی و اختلالات روانی می شود و همچنینکار آدمهای تنها و افسرده است، به قرن هفدهم میلادی برمی گردد. بیشتر زنان و یا مردانیکه از عدم ارگاسم یافتن رنج می برند، در گذشته نیز خودارضایی نکرده اند و یا توسط والدیناز انجام آن منع شده اند. خودارضایی خودشناسی فعال بدنی است. انعکاس آن حتی در روابطزناشویی نیز دیده می شود. اگر زنی به وجود عضوی با نام «کلیتوریس» در اندام جنسی خودو عملکرد آن آگاه نباشد، چگونه می تواند از شریک جنسی خود این انتظار را داشته باشدکه رمز به ارگاسم رسیدن او را بداند؟! آیا این انتظار بی جا نیست؟ انجام خودارضاییدر حضور شریک جنسی نشانه عدم کفایت جنسی او نیست، بلکه این شانس را بدو می هد تا بامشاهده دقیق نقاط حساس و روش صحیح تحریک جنسی شما را بیاموزد.

متاسفانههنوز برخورداری از لذت جنسی، آنهم از بدن خود نزد بسیاری آغشته به احساس گناه، شرمو عذاب وجدان است. باید این طلسم را شکست. نقطه آغاز از کودکان است. سعی کنید مدتیاز روز را بدون لباس و کاملا لخت باشند تا حس

کنجکاویآنها نسبت به اندام جنسی شان برانگیخته شود. اگر متوجه خودارضایی آنها شدید تنهایشانبگذارید. کودکان نیز  همانند بزرگسالان نیازدارندمدتی با خود و بدور از مزاحمت دیگران باشند. اگر به اشتباه بودن روش خودارضایی شانپی بردید سعی کنید با احترام به احساسات و شخصیت و حرمتشان، دوستانه وبدون سرزنش روشصحیح استشهاد را بدانها بیاموزید. خودارضایی تراژدی نیست، عشق به خود است.

/منبعاز womanology /*